ای کاش میشد کودک بود

 اي کاش کودک بودم ،تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود. اي کاش کودک بودم ، تا از ته دل مي خنديدم، نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم. اي کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه تو، همه چيز را فراموش مي کردم تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ...

 

*********

 

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم.

 

ایا واقعاْ یادمون میمونه

سخترین لحظات در بی تو بودن می گذرد

سخت ترین لحظات را بدون تو دارم سپری می کنم. چقدر دیگر می گذره انگار ساعت با من دشمنی دارد فقط خونه است منتظر من است. نمی دونم الان کجایی ؟داری چیکار می کنی؟ هنوز به یادم هستی من که همیشه به یادت هستم از خدا می خواهم که به سلامت به خانه باز گرداند. چشم انتظارت هستم زودتر بیا

 

**********

 

 نخواهم گريست... بيهوده تو را دوست دارم بيهوده زندگي مي كنم اين زندگي را قسمت نخواهيم كرد. ... و تو نمي داني در اين شبهاي تنهايي من چگونه تو را و تنها تو را مي خوانم

زندگی چیست؟

زندگی چیست؟خون و جگر خوردن

زندگی چیست؟با عشق هم سفر شدن

زندگی چیست؟آن عشق بی پاسان

زندگی چیست؟آن درد بی درمان

زندگی چیست؟غصه ودرد

زندگی چیست؟رنجش و درد

زندگی چیست؟دلبستگی

زندگی چیست؟آشفتگی

زندگی از ما چه می پرسد؟بگو!

زندگی می خواهد من عاشق شوم

زندگی می خواهد من معشوق شوم

زندگی می خواهد من خاموش شوم

زندگی می خواهد من آشوب شوم

زندگی را چون من آسان می دیدم بسی

زندگی همچون کوه بر دوشم بسی

زندگی جز سرابی بیش نیست

زندگی جز عذابی بیش نیست

 

(*۷*)

 

بر روی پلک شب خواهم نوشت

از اشک هایم پنجره ای

خواهم ساخت

تا با طلوع اولین ستاره

در آسمان

هق هق گریه های باران

فریاد بزنم:

دیگر در آسمان آرزوی من

جای هیچ ستاره ای نیست.

باز این دل هوای تو را دارد

ديشب به ياد تو تنها گريستم،مستانه گريه کردم دريا گريستم،طوفان غم چو داد گلستان دل به باد،بر حال پر پر گلها گريستم،من بودم و خيال تو در نيمه هاي شب،بر بخت خويش و اين دل شيدا گريستم،بيخود شدم ز گريه و رفتم به اشتياق،معراج دل نمودم و آنجا گريستم،در جستجوي او من آواره ابروار،بر کوه و دشت و دامن و صحرا گريستم، بر زورق دلم شب تيره به موج غم،پنهان به آه بود و پيدا گريستم،هر چند نکته سنج و سخن آورم وليک،شب در خيال لعل شکر خواب گريستم

 

********

 

باز امروز دلم سراغ تو را می گیرد

از کوچه ها ردپای تو را می گیرد

به هر سو که می رود با عشق

نشان تو را از آئینه ها می گیرد

به روبه روی پنجره می نشیند دل

سراغ تو را از پنجره ها می گیرد

هر لحظه که به آسمان می کند نگاه

به عشق دیدن تو بال وپری می گیرد

تو سالها ست که از کنارم عبور کرده ای

اما دلم پیوسته سراغ تو را می گیرد

حال که رسوا شدم می روی

حال که رسوا شده ام می روی

واله و شیدا شده ام می روی

حال که غیر از تو ندارم کسی  

وین همه تنها شده ام می روی

حال که چون پیکر سوزان شمع

شعله سرا پا شده ام می روی

حال که همراه خراباتیان

 همدم صهبا شده ام می روی

حال که در وادی عشق و جنون

وافق عذرا شده ام می روی

حال که در بهر تماشای تو

غرق تمنا شده ام می روی

حال که نادیده خریدار آن

گوهر یکتا شده ام می روی

این همه رسوا تو مرا خواستی

حال که رسوا شده ام می روی

و عشق صدای فاصله هاست

فقط سوز دلم را در جهان، پروانه می داند 

غمم را،بلبلی که آواره شد از لانه می داند

نگریم چون ز غربت؟خیر می سوزد به حال من

ننالم چون ز غم؟یارم مرا بیگانه می داند.

به امیدی نشستم شِکوه ی خود را به دل گفتم

همی خندد به من،این هم مرا دیوانه میداند

به جان او که دردش راهم از جان دوست دارم

ولی میمیرم از این غم که داند یا نمی داند؟

نمی دانم کسی کاندر کسی سر زلفش چه خونها شد

ولیکن مو به مو این داستان را شانه می داند

نصیحتگر ،چه می پرسی علاج جان بیمارم!

اصول این طبابت را فقط جانانه می داند.

*********

براي تو مي نويسم: در عصرهاي انتظار، به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام... در ِ کلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق عصاره ي انتظار است، پشت ديوار دردهايم نشسته ام

دوست داشته باش و دوست بدار

سكوت سرشار از سخنان ناگفته است ازحرکات ناکرده اعتراف به عشق هاي نهان و شگفتي هاي بر زبان نيامده . در اين سکوت حقيقت ما نهفته است حقيقت تو حقيقت من جايگاه ما در هيچ سرزميني نيست... جايگاه ما حتي در كره زمين هم نيست... منزل حقيقي ما قلب كساني است كه دوستشون داريم و دوستمون دارن

 

*********

 

زبانم را نمی فهمی،نگاهم را نمی بینی

زاشکم بی خبرماندی وآهم را نمی بینی

سخن ها خفته در چشمم،نگاهم صد زبان دارد

سیه چشما!مگر طرز نگاهم را نمی بینی

سیه مژگان من!موی سپیدم را نگا هی کن

سپید اندام من!روز سیاهم را نمی بینی

پریشانم،دل مرگ آشیانم را نمی جویی

پشیمانم،نگاه عذر خواهی ام را نمی بینی

 

زندگی قصه تلخی است که بس ازرده شدم چشم به پایان دادم

 هميشه مهم تو بودي ...... اگه غروري بود براي تو بود ..... اگه احساسي بود باز هم براي تو بود و من قانع به يه نگاه تو بودم ........ نگاهي که هميشه يه چيزي شبيه غم غريب يه غروب پاييزي توش بود .. يه حس که بهم ميگفت باهات نمي مونه ........... و حالا نمي دونم حرفات رو باور کنم يا کارات رو ....... دل به کلمات عاشقانت بسپرم يا از کاراي نامهربونت دلگير بشم . مي بيني هنوز هم تو برنده اين بازي هستي و هنوز دل ديوونه ام نمي خواد مرگ عاطفه ها رو باور کنه.

منو شبو تنهایی

شب آغاز هجرت تو شب در خود شکستنم بود شب بي رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود شب بي تو شب بي من شب دل مرده هاي تنها بود شب رفتن شب مردن شب دلکندن من از ما بود باسه جشن دلتنگيه ما گل گريه سبد سبد بود باسه طلوع عشق منو تو هم زمين هم ستاره بد بود از هجرت تو شکنجه ديدم کوچ تو اوج رياضتم بود چه مومنانه از خود گذشتم کوچ من از من نهايتم بود به دادم برس به دادم برس تو اي قلب سوگوار من

 

**********

 

آنکه مست امدو دستي به دل ما زد و رفت در اين خانه ندانم به چه سودا زدو رفت خواست تنهائيه مارا به رخ ما بکشد تنه اي بر در اين خانه تنها زدو رفت.

من تو را آسان نیاوردم به دست

عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشانــــدم و پارو زنان سوي تو فرستارم وقتي به ساحل نگاه تو رسيـــــــد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد

 

******

مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها مي خوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره . پس اگه کسي رو دوست داري براي داشتنش سالها صبر کن.

 

******

 

ناامیدی چون کوهی است که از

بلندی های آن

دنیا حقیر وکوچک می نماید

وچشم اندر آسمان بس تماشای

ودل انگیز است.

تقدیم با تمام وجود

«دوستت دارم»را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام!

این گل سرخ من است

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه

به فلق

که بری خانه دشمن!

که فشانی بر دوست

در دل مردم عالم،به خدا

نور خواهید پاشید

روح خواهد بخشید

تو هم،ای خوب من!این نکته به تکرار

بگو!

این دلاویزترین شعر جهان را،همه

وقت

نه یک بار وبه ده،که صد بار بگو!

«دوستم داری »را از من بسیار بپرس!
«دوستت دارم»را با من بسیار بگو.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت . تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.

 

؟

x boys 0(*_*)0

 

http://www.mr_pazel.blogfa.com

سلام اگه اومدی ادرس درستو بنویس این اشتباست راستی ایدیتم واسم بزار باشه خوش باشی

آیا پیدا می شود کسی مه با سوز دل آشنا باشد

به دنبال كسي هستم كه با درد آشنا باشد دلش غمگين خودش ساده كمي از جنس ما باشد به دنبال كسي هستم كه گر گويم غم خودرا كه با سوزو غم ودردم به هر جا همنوا باشد به دنبال كسي هستم كه عشقش واقعي باشد نه دنياونه زرخواهد نه طالب بر هوي باش.

سوز دلم را فقط پروانه می داند

برای من که دلم چون غروب پاییزست

صدای گرم تو،از دور هم دل انگیز است

تو از کدام گلستانی ای همیشه بهار

که پای تا سرت غنچه غنچه گلخیزست

بیا که شب همه شب با خیال گونه تو

لبان لحظه شمارم،ز بوسه لبریز است

ببین به گوهر اشکم که در زمان وداع

به روی طوق طلای تو گردن آویزست

حریزسبزچمن زیرگام تو خوش باد

که پای من به رکاب سهند پاییزست

ز بلبلان قفس،شادی ترانه مجوی

که نغمه های دل تنگ ناله آمیزست

به ناز گردش چشمت سخن بگو کامروز

زبان مدعیان تند و گوش ها تیز است

بگو کلامت شیرین به ما که در این دشت

نه ترکتازی خسرو، نه بانگ شبدیزست

ز شام تیره، چه گویم که بهتر تنگدلان

چراغ خنده خورشید هم غم انگیزست

 

گفتم و او نیز گفت

گفتم:این روزها دل خیلی بهانه تو را می گیرد

هوای دیدن تو را دارد

گفت: می دانم همه چیز بهانه است

برای شانه به شانه درحال،هوای با هم بودن

رفتن،نشستن و گریستن

گفتم:چرا گریه!رفتن نشستن درست!

اما گریستن نمی خواهم نه !

گفت:برای حرمت نگاه ناگهان تو

برای یک دل دریا حرف نگفته

گفتم:وبرای هر آنچه گفتمو گفتمو نشنیدی!

گفت:برای آنچه خواستم و بودی،خواستی و نبودم

وبرای هر چه که نمی دانم

گفتم:در تمام این همه سالها،که همه از یادش برده بودند

تو تنها کسی هستی که هستی

گفت:در این دل دل دلواپسی  عزیز دل

وقتی تو هستی انگار همه نیستند

شب از آن شبها که در عمرت کم دیده ای

 دریا دریا ستاره است.

تـــــــــفــــــــــلودم مبــــــــــــــــــــــــارک

البته ۷ آذر چون وقت نمی کنم فردا بیام همین امشب آپ میکنم

سلام خدمت دوستان امروز دیگه روزه خودمه و این پستم به خودم اختصاص داره:d

آخه روز تولدمه ،نه تنها روز تولد خودمه روز تولد وبلاگمم هست.همیشه روز تولدمو اولین نفر خودم بودم که به خودم تبریک می گفتم بازم ایندفعه هم خودم تبریک می گم.

تـــــــولـــــــــــدم مـــبــــــارک

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نکته:هر آرزویی می خواین برام بکنید و لی طول عمر زیاد نه ممنون میشم

قربان شما

 Shery(%)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طالع بینی پرنده برای متولد آذر

نماد پرنده من کلاغ

آنها افرادی پر ابهت، گیرا و پر نیرو و مقاوم هستند. آنها از هم طرازان خود بسیار باهوش تر هستند و در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دستند. آنها عاشق رقابتند و از محیط های روباز و وحشی بسیار لذت می برند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

نماد سال تولدم گربه است

همه چیز در خدمت زندگی آرام،این نماد در ویتنام به عنوان گربه و در ژاپن خرگوش نامیده می شود.در هر صورت گربه با خرگوش هر دو هنگام سقوط بر روی پاهای خود فرود می آیند.متولدین سال گربه شادترین افراد هستند.آنان خوش ذوق ،قابل معاشرت،معقول،خودداروکمی بلند پروازندو در معاملات شرافتمندانه رفتار می کنند.گربه ها عاشق مهمانی دادن هستند،گربه به راحتی عصبانی و بر انگخیته نمی شود.او ملایم وصلح،خونسردوصلح جو هست.

گربه به خوبی با بز کنار می آید.سگ درستکار وخوک حساس نیز به خوبی با گربه کنار می آید،اما خروس با لاف وگزاف خود را خشمگین می کند و همین طور موش بهتر است از هم دور باشن.ارتباط گربه با ببر در کار و عشق همواره پر تنش است.مردم شرق دور گربه را تا حد زیادی غیر قابل اعتماد می دانند و بر این عقیده اند که ساحران و جادوگران خود را به شکل گربه در می آورند.در اروپای قرون وسطی گربه ها را به اتهام ارتباط با شیطان،زنده در آتش می سوزاندند.

هر چند این قضاوتی دور از انصاف به نظر می رسد.یقیناً در مصر باستان گربه ها مانند خدایان پرستیده می شدند.

خدافجادوگر یا انسان نکته مسلم این که گربه طبیعت و سرشتی غیر عادی و مرموز دارد،طوری که به نظرمی رسد همواره رازی بزرگ را پنهان می کند.

در پایان باید به خاطر داشته باشید که گربه به ظاهر ضعیف می تواند به آسانی به موجودی قدرتمند تبدیل شود.

فیلم شرک که دیدید گربه چه مظلوم نمایی می کرد ولی از اون مارمولکها بود.

یه درخواست به درو داهاتای اطراف شهرتون برید ببینید گاوی الاغی پیدا می کنید که قصد ازدواج با منو داشته باشه

با تشکر 

بهش نگین که من چقدر دوسش دارم

سلام دوستان گلم که همیشه همراه من هستید

اگه یه مدت نتونستم آپ کنم یه مشکل برام پیش اومده بود خدارو شکر حل شد شرمنده ممنون که تنهام نذاشتین

این ۲ تا پستم واسه جبرانه

**********

سلام بر تو اي گل ياس زيباي من وقتي که در شاخ شاخ نگاهم پرنده هاي غريب اشک لانه کردند موقعي که بهار صبح کوفته و کوبيده سر به درگاه خاکين قلبم سائيد آنگاه بود که در خود احساس ياس و نا اميدي داشتم در تجسس مونسي بودم که ناگهان نسيمي وزيد و پرده هاي پنجره ي قلبم را کنار زد و عطر آيين عشق را به خاکروبه هاي ديواره قلبم رساند آنگاه بود که تو آمدي و مرا از کسالت رهائي دادي پس اي عشق اي غريبه امروز با صبر و متانت به تو ميفهمانم که... دوستت دارم

عشق واقعی  چیست؟

با خواندن موارد ذیل شاید بتوان به درک بیشتری از عشق دست یافت:

 

1)آیا شما می خواهید تمام چیزهای مورد علاقه خود را به آنها بدهید؟

این عشق نیست نیکوکاری است

 

2)نمی توانید چشم از آنها بردارید؟این عشق نیست این شهوت است

 

3)آیا کف دستتان عرق و قلبتان در سینه به شدت می کوبد؟این عشق نیست این دوست داشتن است

 

4)آیا شما آنها را چون هستند می خواهید؟ این عشق نیست این تنهاییست

 

5)آیا فقط به خاطر دیگران با آنها هستید؟این عشق نیست این وظیفه شناسی است

 

6)آیا فقط به خاطر اینکه آنها به وجود عشق اعتراف صریح داشته اند با آنها مانده اید؟این عشق نیست این ترحم است

 

7)آیا از خطاهای آنها می گذرید چون مراقب آنها هستید؟این عشق نیست این دوستی است

 

8)آیا هر روز به آنها می گویید تنها کسانی اند که فکر شما را مشغول کرده اند؟این عشق نیست این دروغ است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اما اگر نخواهیم مسئله مطرح شده فوق فقط با جواب منفی به پایان ببریم می توانیم آن روی سکه را هم ببینیم:

 

1)آیا چشمان آنها قلب واقعی شما رامی بیند و اعماق روح شما را لمس می کند؟آری این عشق است.

 

2)آیا شما خطاهای آنها را می پذیرید چونکه قسمتی از آنچه هستند می باشد؟آری این عشق است.

 

3)آیا می خواهید قلب خود، زندگی ومرگتان را به آنها ببخشید؟آری این عشق است.

 

4)آیا وقتی آنها غمگین اند قلب شما به درد آمده و می شکند؟آری این عشق است.