حال که رسوا شدم می روی

حال که رسوا شده ام می روی
واله و شیدا شده ام می روی
حال که غیر از تو ندارم کسی
وین همه تنها شده ام می روی
حال که چون پیکر سوزان شمع
شعله سرا پا شده ام می روی
حال که همراه خراباتیان
همدم صهبا شده ام می روی
حال که در وادی عشق و جنون
وافق عذرا شده ام می روی
حال که در بهر تماشای تو
غرق تمنا شده ام می روی
حال که نادیده خریدار آن
گوهر یکتا شده ام می روی
این همه رسوا تو مرا خواستی
حال که رسوا شده ام می روی
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۹/۲۳ ساعت 1:8 توسط شری
|
شهرزاد قصه گو که خودش قصه س