ديشب به ياد تو تنها گريستم،مستانه گريه کردم دريا گريستم،طوفان غم چو داد گلستان دل به باد،بر حال پر پر گلها گريستم،من بودم و خيال تو در نيمه هاي شب،بر بخت خويش و اين دل شيدا گريستم،بيخود شدم ز گريه و رفتم به اشتياق،معراج دل نمودم و آنجا گريستم،در جستجوي او من آواره ابروار،بر کوه و دشت و دامن و صحرا گريستم، بر زورق دلم شب تيره به موج غم،پنهان به آه بود و پيدا گريستم،هر چند نکته سنج و سخن آورم وليک،شب در خيال لعل شکر خواب گريستم

 

********

 

باز امروز دلم سراغ تو را می گیرد

از کوچه ها ردپای تو را می گیرد

به هر سو که می رود با عشق

نشان تو را از آئینه ها می گیرد

به روبه روی پنجره می نشیند دل

سراغ تو را از پنجره ها می گیرد

هر لحظه که به آسمان می کند نگاه

به عشق دیدن تو بال وپری می گیرد

تو سالها ست که از کنارم عبور کرده ای

اما دلم پیوسته سراغ تو را می گیرد