غریبه

khahesh

براي رسواييِ اين دلِ بيچاره

تنها همين گونه هاي خيس؟

همين دستهاي يخ کرده؟

و همين لبهاي لرزان

کافي ست.

 به خدا

تا وقتيکه دستهاي مهربانِ تو

آرامش بخشِ اين تنِ تنهاست

از هيچ کسُ هيچ چيزي نخواهم ترسيد

تو که مي داني ؛

براي شکستنِ اين دلِ بيچاره

تنها يک چينِ پيشاني ؟

يک خمِ ابرو ؟

يک نگاهِ طوفاني ؟

و يک تحديد براي تحريمِ دستهايم از گرمي دستهاي تو

کافي ست.

 من که به جز تو کسي را ندارم

... غريبه؟ بگو که حرف هايم را باور مي کني

دوستت دارم به 19 زبان دنیا

doset daram

1) انگليسي : I Love You

 

2) فارسي : تو رو دوست دارم

 

3) ايتاليايي : Ti Amo

 

4) آلماني : Ich Liebe Dich

 

5) تركيه اي :Seni seviyorum

 

6) فرانسوي : Je t'Aime

 

7) اسپانيايي : Te Quiero

 

8) هندي : Mai Tumase Pyre Karati Hun

 

9) عربي : Ana Behibak

 

10) ژاپني : Kimi O Ai Shiteru

 

11) يوگوسلاوي : Ya Te Volim

 

12) كره اي : Nanun Tangshinul Sarang Hamnida

 

13) روسيه اي : Te Iu Besc

 

14) ويتنامي : Em Ye^u Anh

 

15) اكرايني : Ja Tebe KoKHAju

 

16) تونسي : Ha Eh Bak

 

17) سوئيسي : Ch'Ha Di Ga"Rn

 

18) سوئدي : Jeg ælsker dig

 

19) آفريقايي : Ek Het Jou Liefe

 

سیب

sib

تو به من خنديدي

و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه

سيب را دزديدم

***

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلوده به من کرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتي و هنوز!

سال ها هست که در گوش من آرام

آرام

خش خش گام تو تکرار کنان؟

مي دهد آزارم

و من انديشه کنان

غرق اين پندارم

که چرا؟

خانه کوچک ما

سيب نداشت!

باران

baran

صداي باران را مي شنوي ؟
منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !كه عزيز باراني ام را ،
در جاده اي جا گذاشتم !
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم !
توقعي از تو ندارم !
اگر دوست نداري ،
در همان دامنه ي دور دريا بمان !
هر جور تو راحتي ! باران زده ي من !
همين سوسوي تو
از آن سوي پرده ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست !
من كه اين جا كاري نمي كنم !
فقط گهگاه
گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم !
همين !
اين كار هم كه نور نمي خواهد !
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي !
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
باران مي آيد !
صداي باران را مي شنوي ؟

مهتاب

mahtab

بي تو مهتاب شبي
باز از آن کوچه گذشتم
همه چشم تن شدم
خيره به دنباله تو گشتم
شوق ديداره تو
لب ريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشقه ديوانه که بودم
در نهان خانه ي جانم
گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد