من و تنهایی

تو اينجا نيستي ! تنهاي تنها ، با سکوتي سخت درگيرم و مي دانم ، اگر ديگر نيايي ، در غروبي سرد و غمبار و پر از ترديد مي ميرم ! اميد بازگشت تو ، مرا زنده نگه مي دارد و آري تو مي آيي ! تو مي آيي بهانه من
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۸/۲۵ ساعت 3:17 توسط شری
|
شهرزاد قصه گو که خودش قصه س