دنیا یا منو ببر یا دست از نا مردیات بردار

چه گناهي كرده پاييز كه شده قاصد عرياني اين دار و درخت جاده اما گناهش چه بود كه همه خيره به او يار سفر كرده ي خود مي جويند چه گناهي سر زده از ابر كه شب و روز فقط مي گريد؟ به چه جرمي دريا به تن خسته ي ساحل مي زند چنگ. من از اين رسم زمان نمي نالم, من از اين ناكرده گناه مي رنجم. آري معترفم به هر گناهي كه نكردم.
من زاده پاییزمو اما هیچ گناهی نکرده مجازات شدم دنیا رسم نا جوانمردانه ای دارد .
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۷/۲۸ ساعت 3:43 توسط شری
|
شهرزاد قصه گو که خودش قصه س