
منم تنها منم ان مرغ بی اوا
فتاده در تن هستی سرا پا ی وجودم
در کسوفی سخت پنهان است
منم تاریکی آن نیمه هستی
به روی باغ دستانم
گلی هرگز نروئیده است
و می دانم دو پای ارزوهایم
دگر چون بادپایی
ره نمی پویند
و تو
تو دریایی و از عمقت وجودم تشنه نی اید
ز من تا ساحل های هموارت
همراه هفت دریا موج در موجند.
*****
(علی از کافی نت هانیبال)