ما رسم دوستیمان مثل نان نیست که گرمش درسفره دل باشد وسرد وبیاتش سهم نمکی !چه گرمای حضورت باشد وچه سرمای نبودنت همیشه در خاطرم عزیزی.
*************
دربرابرم مشت میکنی ...میپرسی :گل یا پوچ ؟ فریاد میزنم فقط دستانت
*************
چتر مهربانیت برای تمام کسانی که زیر باران تنها مانده اند باز است.ومن دانه دانه چترها را باز کردم...غافل از اینکه روزی زیر همین باران بی امان این چنین بی چترمی مانم.![]()
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۱۶ ساعت 11:31 توسط شری
|
شهرزاد قصه گو که خودش قصه س