اگر دلت یک لحظه در صد سال یاد می کند ، بی شک دل من در تمام عمر به یادت می تپد پرشور / سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس شب ها چگونه آسوده می خوابد / گذشت اون وقتایی که آدما همیگرو دور می زدن .... الان دیگه از روی هم رد میشن ! / زخمی بر پهلویم است ، روزگار نمک می پاشد ! و من پیچ و تاب می خورم و همه گمان می کنند که می رقصم ...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۳/۱۷ ساعت 18:53 توسط شری
|
شهرزاد قصه گو که خودش قصه س