‏غمگینت خواهند کرد، ‏بسیار هم غمگین ‏آن وقت حتما مرا به خاطر ‏خواهی آورد...

‏دوست داشتم ضروری باشم.

‏دلم می‌خواست برای چیزی یا کسی ضروری باشم.

‏نبودم. ‏‌

‌ به پاے شب هاے بعدِ از تـو روزهایم سوختند ... 

۱۳ تیر ۹۲ ساعت ۲۳ و ۳۴ دقیقه بهم گفت فراموشم کن

من ۸ بهمن ۹۹ ساعت ۱ بامداد ۴۸ دقیقه هنوز تو کف مغز لعنتیم به یادشم.

چندین ساله شکستم....

‏ذهنیتی که آدمها از خود برای هم به یادگار می‌گذارند، از همه چیز بیشتر اهمیت دارد، وگرنه همه آمده‌اند که یک روز بروند… ‏