عشق فریب بزرگی است

اما

دوست داشتن یک صداقت بی انتهاست

تو همه چاره من .من همه بیچاره تو.تو همه پاره تن .تن همه آواره تو .تو خودت شوق منی .شوق من دیدن تو.توشاهد اشک منی و من مست خندیدن تو

دلتنگ شدن : حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را می کند.

گاهی گمان نمیکنی ولی می شود.گاهی نمی شود نمی شود که نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است .گاهی ناگفته قرعه بنام تو می شود.گاهی گدای گدای گدایی وبخت نیست گاهی تمام شهرگدای تو می شود.

آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد

آنکه تنها شده بسیار مرا میفهمد

چه بگویم که چنان ازتوفرو ریخته ام

که فقط ریزش آوار مرا میفهمد

دل من پشت سرت کاسه ی آبی شدو ریخت

کی می شود پیش تو اسپند شوم

بگذار من درزمین بمیرم تاخاکی شوم که تو پای برآن می گذاری

آری می خواهم خاک پای تو باشم