
چند تا دوسم داري ؟ هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم... ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم ... دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون از الان و تا هميشه : يکي دوست دارم(ولی تا اونجا که من یادمه می گفتم هیچی
)
*****
الکساندر دوما ميگه : هيچ وقت قول يک پسر بچه را جدي نگير اما هميشه از تهديدات يک دختر بچه بترس (پخخخخخخخخخخخخخ
)
شبهاي دراز بي عبادت چه كنم طبعم به گناه كرده عادت چه كنم گويند كريم است و گنه مي بخشد گيرم كه ببخشد زخجالت چه كنم
هيچکس مجبور نيست انسان بزرگي باشد . تنها انسان بودن کافي است
اگر بتواني ديگري را همانطور كه هست؛ بپذيري و هنوز عاشقش باشي؛ عشق تو واقعي است
نخواهم گل كه گل بی اعتبار است تمام عمرگل فصل بهار است تورا خواهم من از گلهای عالم كه عطر تو همیشه ماندگار است
*****
شب در كارنامه سياه زندگي اش چه كرده است كه افتخار گرفتن اين همه ستاره را دارد
بلندترین ارتفاع که باعث مرگ من میشه افتادن از چشم توست
گابريل گارسيا ماركز:آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند:و آن هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند
چقدر سخت است ببینی و بفهمی و آنوقت بخواهی بفهمانی
*****
يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ بياموزد : 1- شاد بودن بدون دليل 2- دائم به کاري مشغول بودن 3- تقاضا کردن آنچه با تمام وجود مي خواهد
سلام گفتم: خدایا! همنشینم باش. گفت: من مونس کسانی هستم که مرا یاد کنند. گفتم: چه آسان به دست می آیی. گفت: پس ساده از دستم مده.
*****
كسي كه از هيچ چيز كوچكي خوشحال نمي شود ، هيچگاه خوشبخت نخواهد شد
آسوده بخواب . کشتن که ترس ندارد...جهنم واقعي اينجاست...گويي براي مردن به دنيا آمدم...
خدايا! چگونه زيستن را به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت
*****
بارون نباش كه با التماس خودت رو به شيشه بكوبي ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن
حکمت 10بخش است 9 بخش آن سکوت و بخش دهم ايجاز نام دارد
*****
نه از خاکم ، نه از بادم ، نه در بندم ، نه آزادم نه من لیلاترین مجنون ، نه شیرینم ، نه فرهادم نه از آتش نه از برگم نه از کوهم نه از سنگم فقط مثل تو مسکینم ، فقط مثل تو دلتنگم
*****
غربت را نبايد در شهري غريب يا در گم شدن لحظه آشنا جستجو کرد. هرگاه عزيزت نگاهش را به ديگري تعارف کرد،آنگاه تو غريبي
*****
ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟ اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره
گفتي: " دور مرا خط بکش؟" کشيدم...حالا تو در محاصره ي مني(
)
*****
گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولی رويا يک آرزوی شيرين دست نيافتنی . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم رويای که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوی شيرين است
گاهي وقتها از نردبان بالا ميرويم تا دستهاي خدا را بگيريم غافل از اينکه خدا پايين ايستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نيفتيم (خیلی باحالی خدااااااااااا)
عشق يعنی : چون خورشيد، تابيدن بر شب های دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست (الان دوست کجا بوده
)
*****
شهرزاد قصه گو که خودش قصه س