مهتاب

شعرهای عاشقانه

اینکه باید فراموشت می کردم را

 

 فراموش کردم 

 

 تو تکراری ترین حضور روزگار منی 

 

 عجیب 

 

 به بودن تو 

 

 از آن سوی فاصله ها 

 

 خو گرفته ام ...

93/03/13 | 8:47 | شری | |

نه !چشمانم شور نبود

اگرآخرکارمان ندامت شد

دست هایم بی نمک بود


***************

خدایا

درانجماد نگاههای سرداین مردم دلم برای جهنمت تنگ شده

*************

سلامتی جهنم که دوباره رفیقارو دور هم جمع میکنه

92/10/13 | 16:33 | شری | |

ازاینکه بعضیها نمیان سمتت ناراحت نشوایراد ازتو نیست

مگس هیچوقت سمت گل نمیره

همیشه میره سمت یه چیزی مث خودش  


**********

تمام غصه هایی که برایت خوردم بالا آوردم

طعم بیهودگی می داد

******

وقتی داشتی می رفتی گفتی دیگرهیچ کس رو مثل من نمی تونی پیدا کنی

توی دلم گفتم اتفاقا خوبیش همینه

********

عزیزم

دیگرحتی نمی خواهم آرزویت باشم 

آرزو می کنم او آرزوی تو باشد

آرزوی او دیگری

92/07/28 | 19:17 | شری | |

قدیما اگرپای کسی می نشستی بهت می گفتن "وفادار"الان میگن "سیریش"
چرا؟

****************
خیانت را مدرسه به ما یاد داد!
ازهمان زمانی که گفت: جای خالی راپرکنید.

*****************
دوست خوب مث خط سفید وسط جاده ست تکه تکه میشه ولی بازم پا به پات میاد
البته دیگه الان موجود نیستش!

*****************
یادت بماند..
تو
یادگارروزهایی
هستی....
که نه فراموش می شوند
نه تکرار

92/07/07 | 12:29 | شری | |

چه بی تفاوت زندگی میکنند آدم ها

بی انکه بداننددرگوشه ای ازدنیا.تمام دنیای کسی شده ای

*************

زخمهایت را خوب پنهان کن

آدمهای این دوره عجیب با نمک شده اند..

**************

درخت دلتنگ تبر می شودوقتی که پرندگان تیر برق را به اوترجیح می دهند.

92/05/21 | 13:4 | شری | |

www . night Skin . ir